بازدید امروز : 142
بازدید دیروز : 164
کل بازدید : 855498
کل یادداشتها ها : 369
بعد از اجرای موفقیت آمیز طرح تفکیک ج ن س ی ت ی در سراسر اماکن خصوصی و عمومی کشور ؛ به بررسی روند رشد و نمو یک کودک (پسر) از مهد کودک تا پیری میپردازیم :اسم کودک را جواد در نظر میگیریم که همراه با همکلاسی خود به نام رضا در حال برگشت از مهد کودک است…….
.
.
1) در مسیر برگشت از مهد کودک :
لضا لضا (همان رضا ) مامانم میخواد لنج (گنج) طلا بیاره ها !
رضا : مامان چیه ؟!
2) 3 سال بعد در مسیر رفت به مدرسه داخل سرویس مدرسه
راننده رو به بچه های داخل سرویس : همه زود چشاشونو ببندن داریم از کنار یه مدرسه دخترانه رد میشیم!
جواد : رضا رضا ، دختر چیه ؟
3 ) 5 سال بعد از 3 سال ؛ زنگ تفریح ؛ مدرسه راهنمایی
رضا : جواد من دیشب از بالای پشت بوم یه چیزی تو حیاط خونه همسایه دیدم.
جواد : چی ؟
رضا : دختر ! دختر ! بالاخره دیدم
جواد : جون مادرت ؟! یالاه بگو چه شکلی هستن اینا !
4) 4 سال بعد از قبلی! سرکوچه جواد اینا
رضا : جواد چیکار داشتی گفتی زود بیا
جواد : رضا دیشب یکی به گوشیم زنگ زد.صداش خیلی عجیب غریب بود.یواشکی حرف میزد و میگفت یه دختره و از من میپرسید آیا پسرم ؟!
رضا : تو چی گفتی ؟
جواد : گفتم آره پسرم و بعدش دختره غش کرد !
5 ) 6 سال بعد ؛ دانشگاه
جواد : رضا راسته میگند پشت این دیواره پر از دختره ؟!
رضا : آره منم شنیدم.میشنوی دارن میخندن! مگه اونا هم میخندن ؟
6 ) چند سال بعد ، شب خواستگاری
جواد : ببخشید یعنی الان شما واقعا یه دخترید ؟!
7 ) چند ماه بعد ، شب ازدواج
جواد : خوب الان باید چیکار کنیم ؟!
خانم : هیچی دیگه ،خسته ایم باید بخوابیم.شما هم برو تو اتاق خودت بخواب!
8 ) خیلی سال بعد ، دوران کهولت
جواد : دیشب مادر خدا بیامرزم به خوابم اومد گفت نمیخواهید بچه بیارید ؟
خانم : از کجا بیاریم.تو جهیزیه من که بچه نبود ، تو چرا نخریدی یه دونه ؟
9) خیلی سال بعد
سر انجام نسل ایرانی ها منقرض شد…
طنز:تفاوت نیمروی دخترها و پسرها……………
.
.
.
دخترها:
1. توی ماهیتابه روغن میریزن
2. اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن میکنن
3. تخم مرغها رو میشکنن و همراه نمک توی ماهیتابه میریزن
4. چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان میکنن
پسرها:
1. توی کابینتهای بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن
2. توی کابینتهای پایینی دنبال ماهیتابه میگردن و بلاخره پیداش میکنن
3. ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن
4. توی ماهیتابه روغن میریزن
5. توی یخچال دنبال تخم مرغ میگردن
6. یه دونه تخم مرغ پیدا میکنن
7. چند تا فحش میدن
8. دنبال کبریت میگردن
9. با فندک اجاق گاز رو روشن میکنن و بوی سرکه همراه دود آشپزخونه رو بر میداره
10. ماهیتابه رو میشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی میداد!
11. ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن واقعی میریزن
12. تخم مرغی که از روی کابینت سر خورده و کف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاک میکنن
13. چند تا فحش میدن و لباس میپوشن
14. میرن سراغ بقالی سر کوچه و 20 تا تخم مرغ میخرن و برمیگردن
15. تلویزیون رو روشن میکنن و صداش رو بلند میکنن
16. روغن سوخته رو میریزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهیتابه میریزن
17. تخم مرغها رو میشکنن و توی ماهیتابه میریزن
18. دنبال نمکدون میگردن
19. نمکدون خالی رو پیدا میکنن و چند تا فحش میدن
20. دنبال کیسهء نمک میگردن و بلاخره پیداش میکنن
21. نمکدون رو پر از نمک میکنن
22. صدای گزارشگر فوتبال رو میشنون و میدون جلوی تلویزیون
23. نمکدون رو روی میز میذارن و محو تماشای فوتبال میشن
24. بوی سوختگی رو استشمام میکنن و میدون توی آشپزخونه
25. چند تا فحش میدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل میریزن
26. توی ماهیتابه روغن و تخم مرغ میریزن
27. با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم میزنن
28. صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلوی تلویزیون
29. سریع برمیگردن توی آشپزخونه
30. تخم مرغهایی که با ذرات تفلون کنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل میریزن
31. ماهیتابه رو میندازن توی سینک
32. دنبال ظرفهای مسی میگردن
33. قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن و تخم مرغ میریزن
34. چند دقیقه به تخم مرغها زل میزنن
35. یاد نمک میفتن و میرن نمکدون رو از کنار تلویزیون برمیدارن
36. چند ثانیه فوتبال تماشا میکنن
37. یاد غذا میفتن و میدون توی آشپزخونه
38. روی باقیماندهء تخم مرغی که کف آشپزخونه پهن شده بود لیز میخورن
39. چند تا فحش میدن و بلند میشن
40. نمکدون شکسته رو توی سطل میندازن
41. قابلمه رو برمیدارن و بلافاصله ولش میکنن
42. چند تا فحش میدن و انگشتهاشون که سوخته رو زیر آب میگیرن
43. با یه پارچهء تنظیف قابلمه رو برمیدارن
44. پارچه رو که توسط شعله آتیش گرفته زیر پاشون خاموش میکنن
45. نیمروی آماده رو جلوی تلویزیون میخورن و چند تا فحش میدن
می گویند: "مریلین مونرو ” یک وقتی نامه ای به ” البرت اینشتین ” نوشت:
فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه هایمان به زیبایی من و هوش و نبوغ تو. . . چه محشری می شوند!
"اینشتین”در جواب نوشت:
ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانوم.
واقعا هم که چه غوغایی می شود!
ولی این یک روی سکه است، فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود!
الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟منم پژمان! کجایی نفس؟ نیستی؟دلم تنگ شده واست گنجشک کوچولوی من.بیا ببینمت قربونت برم...مهشید جون من پشت خطی دارم .مامانمه.بعداً بت زنگ میزنم.......
الو به به سلام چطوری ندا جون؟آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم.. پیرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟ به خدا منم دلم یه ذره شده واست.باشه عزیزم فردا ساعت 11 پارک پشت دانشکده دارو....
شعر خدایا پس چرا من زن ندارم؟ (سروده ی یک پسر ناکام)
خدایا پس چرا من زن ندارم؟
زنی زیبا و سیمین تن ندارم؟
دوتا زن دارد این همسایه ما
همان یک دانه را هم من ندارم
آزانس ملکی امشب گفت به من:
مجرد, بهر تو مسکن ندارم
چه خاکی بر سرم باید بریزم؟
من بیچاره آخر زن ندارم
خداوندا تو ستارالعیوبی
وبر این نکته سوءظن ندارم
شدم خسته دگر از حرف مردم
تو میدانی دل از آهن ندارم
تجرد ظاهرا"عیب بزرگی است
من عیب دیگری اصلا"ندارم
خودم میدانم این"اصلا" غلط بود
در اینجا قافیه لیکن ندارم
تو عیبم را بپوش و هدیه ای ده
خبر داری نیکول کیدمن ندارم؟
اگر او را فرستی دیگر از تو
گلایه قد یک ارزن ندارم