بازدید امروز : 61
بازدید دیروز : 205
کل بازدید : 876988
کل یادداشتها ها : 369
همه دوست دارند که به بهشت بروند, ولی کسی دوست ندارد که بمیرد - جان لوییس
عشق به دست آوردن هرآنچه خواستی نیست، عشق هر آنچه است که برای او از دست می دهی.
در بن بست هم راه آسمان باز است، پرواز را بیاموز
کسی که تو رو دوست داشته باشه، 4 تا بیماری می گیره:
1- فراموشی
2- ...
3تای دیگه شو فراموش کردم
دنیا مثل بازی گل یا پوچه!
با تو گله بی تو پوچه
ای دوست دلت همیشه زندان من است آتشکده عشق تو از آن من است آن روز که لحظه وداع من و توست آن شوم ترین لحظه پایان من است
آتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت ، عمر بی حاصل ما این همه افسانه نداشت
چندیست که بیمار وفایت شده ام .در بستر غم چشم به راهت شده ام. این را تو بدان اگر بمیرم روزی. مسئول تویی که من فدایت شده ام
زندگی مثل یه جاده است ، من و تو مسافراشیم ، قدر لحظه ها رو بدونیم ، ممکنه فردا نباشیم
شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی... سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد گفت طولی نکشد نیز تو خاموش شوی
عشقی که تو را نثار ره کردم در سینه ی دیگری نخواهی یافت ... زان بوسه که بر لبانت افشاندم سوزنده تر آذری نخواهی یافت
هرگز هیچ حسرتی در دنیا این چنین یک جا جمع نمی شود که در این سه واژه کوتاه : او ـ دوستم ـ ندارد
ای عشق مدد کن به سامان برسیم چون مزرعه تشنه به باران برسیم یا من برسم به یار و یا یار به من یا هر دو بمیریم و به پایان برسیم