نوشته شده در تاریخ 87/6/19 ساعت 1:16 ص توسط AHMAD TNT
تو میروی و من فقط نگاهت میکنم تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم بی تو، یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشای تو، همین یک لحظه باقی است و شاید همین یک لحظه اجازه زیستن در چشمان تو را داشته باشم
................
صورتک جا مانده آنسوتر چهره غمگین نگاه خیس سرزنش آمیز خوف انگیز صورتک بی من پریشان نیست
.................
بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند سایه در سایه این ثانیه ها خواهم مرد شعله های بی تو ز بی رنگی دریا گفتند موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد گم شدم در قدم دوری چشمان بهار
................
خدایا شاهد تنهایی ام باش بین غم ها تنها ناجی ام باش پر پرواز من دیریست بسته تو بگشا و در آزادی ام باش اسیر موج های تند خشمم تو آرام دل دریایی ام باش دل خسته خریداری نداره تو خواهان صفای ذاتی ام باش در این آشفته بازار محبت تو تنها شاهد ارزانی هم باش
...............
عشق رو نمیشه با یه شاخه گل مقایسه کرد
ولی میشه عشق رو با یه شاخه گل اثبات کرد
نمی دانم چرا این گونه است؟
وقتی نگاه عاشق کسی به توست
میبینى اما، دلت بسته به مهر دیگرىاست
بی اعتنا می گذرى و
عاشقانه به کسى می نگرى...
که دلش پیش تو نیست؟!!
فرستنده: من
دلیل: محبت
هدف: خوشنودیت
نتیجه: 9 تومان ضرر فقط به خاطر تو
اتل متل ستاره ؛
گلم دوستم نداره ؛
نه اس ام اس ؛ نه یک زنگ
دلم براش شده تنگ
اگه گفتم عاشقتم ؛ اگه گفتم دیونتم
اگه گفتم فقط تو رو می خوام
.
.
.
داشتم خواب براد پیت و می دیدم
توهم نزنی!!!
میخواستم برات بمیرم
اما خودت که می دونی پهلوانان هرگز نمی میرند !
هنوز در پی جراح زبردستی می گردم
که سر نوشت مرا با تو پیوند بزند !
می دونم هرجا که باشی
دل تو اهل همین جاست
واسهء من و تو اینجا
اول و آخر دنیاست
امیدوارم پماد سوختگی همرات داشته باشی
چون یک بوس داغ برات فرستادم
مثل بارون با صفایی ؛مثل برف سفید و ماهی
چه بخواهی چه نخواهی تو عزیز دل مایی
این همه رنجی که دنیا بر سر ما میکند
غیر ما هر کس که باشد ترک دنیا میکند
شاید زندگی آن جشنی نباشد
که ما آرزویش را داشتیم
اما حال که به آن دعوت شده ایم
بگذار تا میتوانیم زیبا برقصیم...
همه دنیا رو نامردا گرفتن
وفا رو از شما مردا گرفتن
خبر اومد که مجنون و پریشب
با سه تا لیلی گرفتن
جواب قبلی
همه دنیا رو نامردا گرفتن؟
نه لیلی جان وفا از ما گرفتن !
به مجنون گفت خواهم از تو اینها:
یکی خونه، یکی ماشین، یه ویلا !!!
بگفتا از کجا آرم چنین را ؟
بگفتش من چه دانم، جیب بابا !
دریغ از جیب بابا چون نباشد ...
گناهش گردن مجنون نباشد
از آن پس رفت هی دنبال لیلی
یه لیلی و دو لیلی و سه لیلی ...